![]() |
![]() |
|
| چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد |
![]()
"خمار جرعه ای زباده نگاه نگاری بودیم که چنین به خون ما دست گشود که این نه رسم وفا بود و نه در خور حسنی چنان بدیع ، چنین بی مهری با عشاق !!! حالیا نه جای شکر است و نه شکایت ز دوست ، که هرچه از دوست رسد نیکوست"
راستش بعضی وقتها که از رسیدن به مقصد ناامید میشم مطالب مثل بالا رو مینویسم اما نا خودآگاه به یاد این بیت حافظ می افتم
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی از ازل تا ابد فرصت درویشان است
امروز شاید بی عنوان ترین مطلب عمرم رو می نویسم عشق...رستگاری...پاکی...حقیقت...خدا... همه رو به لجنزار انسانی کشیدیم ،کجاست روشن رایی؟ کجاست باده ای که یک جرعه خوری صد علت ببرد؟ راستی مستی خوب موضوعیه ، همه جیز رو مثل مستی به پستی کشوندیم معنیه واژه ها رو به زندان افکار متحجر و بسته خودمون بند میکنیم مستی رو با همه عظمتش در گنده آبی خلاصه کردیم عشق رو در فریب یک کشش حیوانی خلاصه کردیم رستگاری و پاکی رو در گورستان ریا و دروغ دفن کردیم حقیقت رو در کتاب و مکتب و ضد مکتب کوبیدیم خدا رو هم که سالهاست به مسلخ قدرت سیاه خودمون بردیم
تا کی؟ این همه ظلم تاکی؟ چشم به انتظار حقیقت سپید شد به قول یکی از نادوستان مشکل از خودمه، شاید من اشتباه میکنم که همه به جونم افتادند !!! خسته شد م از اینهمه تناقض افکار با فکر خودم به تنگ امدم از اینهمه جنگ در کودکی از اینکه عمر انسان تو دنیا کوتاه و نا مشخصه خیلی نگران بودم اما امروز...دست به دامان مرگ هستم تا از اینهمه رنج نجاتم بده گاهی حسرت می خورم حسرت کسایی که با هر پستی و جهلی در اوج خوشحالی های خرگوشی به زندگی ادامه میدن رو میخورم کاری که از عهده م خارجه یکی از این گلابی ایسم هایی که اتفاقا تو مسیر زندگی من قرار گرفته بود جملاتی بس قابل تامل در آخرین همصحبتی به من گفت برای نمونه چند جمله رو مینویسم البته منتظر برداشت شما و نظرتون هستم
" شما انگار از مخالفت با روال های عادی لذت میبرید. شما نه متعلق به نسل خودتون هستید نه هیچ نسل دیگه ای. شما همه تعریف هاتون از جهان متفاوت و غریبه. شما همه افکار بشریت هستید ولی در آخر باز خودتونید!!! "
سوال من اینه در صورت درست بودن تمام اتهامات که ایشون به من زد ...کجاش بده؟!
شمع طرب زبخت ما آتش خانه سوز شد گشت بلای جان من عشق به جان خریده ام
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 11:45 توسط سایه هیچ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سلام
من قبلا یه وبلاگ زدم که حالا به هر دلیلی فیلتر شد اگه همین هم فیلتر کنند بازم وبلاگ میزنم تا یا اونا رو از رو ببرم یا اینکه بلاگفا ورشکست بشه خودم یه نوازنده نی هستم وبه موسیقی ایرانی و مخصوصا عرفانیش علاقه مندم از شیفتگان ساز و صدای گرم استاد عالی نژادم و وبلاگ رو بیشتر برای آشنایی دوستان با این نوازنده و خواننده و محقق راه اندازی کردم |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 شهریور 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
|
RSS
|