تبليغاتX
هیچ اگر سایه پذیرد ما همان سایه هیچیم
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد

"خمار جرعه ای  زباده نگاه نگاری بودیم که چنین به خون ما دست گشود که این نه رسم وفا بود و نه  در خور حسنی چنان بدیع ،

 چنین بی مهری با عشاق !!!

 حالیا نه جای شکر است و نه شکایت ز دوست ، که هرچه از دوست  رسد نیکوست"

 

راستش بعضی وقتها که  از رسیدن به مقصد  ناامید میشم مطالب مثل بالا رو مینویسم اما نا خودآگاه به یاد این بیت حافظ می افتم

 

از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی

از ازل تا ابد فرصت درویشان است

 

امروز شاید بی عنوان ترین مطلب  عمرم رو می نویسم

عشق...رستگاری...پاکی...حقیقت...خدا...

همه رو به لجنزار انسانی کشیدیم ،کجاست روشن رایی؟ کجاست باده ای که یک جرعه خوری صد علت ببرد؟

راستی مستی خوب موضوعیه ، همه جیز رو مثل مستی به پستی کشوندیم

معنیه  واژه ها رو به زندان افکار متحجر و بسته خودمون بند میکنیم

مستی رو با همه عظمتش در گنده آبی خلاصه کردیم

عشق رو در فریب یک کشش حیوانی خلاصه  کردیم

رستگاری و پاکی رو در گورستان ریا و دروغ دفن کردیم

حقیقت رو در کتاب و مکتب و ضد مکتب کوبیدیم

خدا رو هم که سالهاست به مسلخ قدرت سیاه خودمون بردیم

 

تا کی؟  این همه ظلم تاکی؟  چشم به انتظار  حقیقت سپید شد

به قول یکی از نادوستان مشکل از خودمه، شاید من اشتباه میکنم که همه به جونم افتادند !!!

خسته شد م از اینهمه تناقض افکار با فکر خودم  به تنگ امدم از اینهمه جنگ

در کودکی از اینکه عمر انسان تو دنیا  کوتاه  و نا مشخصه  خیلی نگران بودم

اما امروز...دست به دامان مرگ هستم تا از اینهمه رنج نجاتم بده

گاهی حسرت می خورم حسرت کسایی که با هر پستی و جهلی  در اوج خوشحالی های خرگوشی به زندگی ادامه میدن رو میخورم   کاری که از عهده م خارجه

یکی از این گلابی ایسم هایی که اتفاقا تو مسیر زندگی من قرار گرفته بود جملاتی بس قابل تامل در آخرین همصحبتی  به من گفت

برای نمونه چند  جمله رو مینویسم  البته  منتظر برداشت شما و نظرتون هستم

 

" شما انگار از مخالفت با روال های عادی لذت میبرید.

شما نه متعلق  به نسل خودتون هستید نه هیچ نسل دیگه ای.

شما همه تعریف هاتون از جهان متفاوت و غریبه.

شما  همه افکار بشریت هستید ولی در آخر باز خودتونید!!! "

 

سوال من اینه در صورت درست بودن تمام اتهامات که ایشون به من زد ...کجاش بده؟!

 

 

شمع طرب زبخت ما آتش خانه سوز شد

گشت بلای جان من عشق به جان خریده ام

 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 11:45  توسط سایه هیچ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با سلام
من قبلا یه وبلاگ زدم که حالا به هر دلیلی فیلتر شد اگه همین هم فیلتر کنند بازم وبلاگ میزنم تا یا اونا رو از رو ببرم یا اینکه بلاگفا ورشکست بشه
خودم یه نوازنده نی هستم وبه موسیقی ایرانی و مخصوصا عرفانیش علاقه مندم از شیفتگان ساز و صدای گرم استاد عالی نژادم و وبلاگ رو بیشتر برای آشنایی دوستان با این نوازنده و خواننده و محقق راه اندازی کردم

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
شهریور 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
سازها (صبا)
مــــــــــــــاهر
تن تار مجذوب
کو چه’ بن بست
وبلاگ آقا ناصر
فقط خدا فقط علي
پرديس عشق
اشتياق
گمگشته دل
مصطفي برگ سبز
آزيتا
ماهوريان
سر عشق (محمدرضا شجريان)
کشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک
موسيقي ايراني(محمود صالحي)
چشمه نوش
شهر آشوب
طريقت مولانا
دست نوشته هاي يك صوفي!
آينده من!!!
نی نامه
ما هیچ ما نگاه
شاعر نما
استاد عطا نويدي(همنوا با سوز ني)
مجله حمایت از گربه های بی سرپرست دنیا
ای غایب از نظر به خدامیسپارمت
صوفي
دختران تنها
بودای تو
شهر سکوت
اجتماعی (زهرا آسیابانی)
تو شعر نابی با ردیفی از تبسم... )هجران(
پریسا....
پسر تنها
ابراهیمی
شیرین (هیچکس)
امید()(زنده باد تنهایی )()
ملــــــــــــــکه زمســــــــــــتان
لیــــــــــــــلی(شعر و دلنوشته های یک دوست)
امــــــــــان صیادی
‹‹‹‹‹‹‹برهوت››››››
سايه سار مهر ‹‹‹ايليا›››
مرتضی کریمی
وبلاگی برای دوستداران نــــــــــــــــی
من ! موجودی ناشناخته
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان